ایده‌ی مناسب برای شروع یک استارتاپ


ایده مناسب برای شروع یک استارتاپ
همه‌چیز برای یک شروع عالی آماده است، برنامه‌ریزی‌ها برای یک تجارت ایده‌آل انجام شده است، این نهال قرار است در چند سال آینده رشد کرده و به یک تجارت سودمند تبدیل شود و شما تا آخر عمر از سود این تجارت بهره‌مند شوید. روند رشد تجارت شما به سرعت پیش می‌رود و همه‌چیز در بهترین شکل ممکن انجام می‌شود و شما به عنوان یکی از میلیاردها شناخته خواهید شد!
اما صبر کنید این فقط یک رؤیای شیرین است، باید تمامی جوانب آن به درستی پیش‌بینی شود. مهم‌ترین قدم این سفر با داشتن ایده عالی شروع می‌شود.
حال این ایده چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ در این مقاله ایده‌های خوب و بد را بررسی خواهیم نمود.
یک ایده خوب به راحتی قابل‌تشخیص است. ایده خوب ایده‌ای است که زمانی که به مشتری آن را پیشنهاد می‌دهید برای استفاده از آن هیجان‌زده شود. اما این روش قابل اعتماد نیست که قبل از هرگونه برنامه‌ریزی و بر مبنای علاقمندی افراد، یک تجارت را آغاز کرد.
برای مثال تصاویر جذاب یک محصول که در شبکه‌ای اجتماعی از سمت مخاطبین مورد توجه واقع شده یکی از همین موارد است. فقط به این دلیل که صفحات اجتماعی یک محصول شلوغ است، به این معنی نیست که همه افراد این محصول را خریداری می‌کنند، هر کدام از ما ممکن است 300 صفحه اینستاگرامی داشته باشیم اما هر روز آن‌ها را بررسی نکنیم و تنها چندین صفحه خاص را هرروز چک کنیم. این موضوع از نظر تعداد شبکه‌های اجتماعی مختلف هم صادق است، ممکن است ما عضو چندین شبکه‌ اجتماعی باشیم اما تنها یکی از آن‌ها را هر روز چک کنیم. علاوه بر این آیا لایک کردن یک موضوع به خرید آن منجر می‌شود؟
پس تعداد لایک و عضویت کاربران در صفحات اجتماعی معیار مناسبی برای سنجشش عملی بودن یک ایده نیست و به بیان دیگر، علاقه کاربران به تصاویر یک محصول، قطعاً به معنای خرید و استفاده آن‌ها نیست.
تفاوت ایده خام و ایده تجاری
چطور می‌توان متوجه شد یک ایده قبل از عملی شدن، در بازار مورد توجه مشتریان قرار می‌گیرد یا نه؟ چطور مطمئن شویم به یک ایده تجاری عظیم رسیده‌ایم یا فقط یک ایده جذاب داریم؟
پاسخ به این سؤال در ایجاد MVP است که به وسیله آن میزان کشش و جذاب بودن محصول برای کاربر بررسی می‌شود. اگر محصول اولیه از طرف کاربران مورد استقبال قرار گرفت که جای بسی خوشحالی است، در غیر این صورت شما یک ایده معمولی دارید که قابلیت تجاری‌سازی ندارد.
اما شاید این روش بسیار سخت باشد، با چند الگوی ساده می‌توان ایده خوب را از ایده بد تشخیص داد:
1. ویتامین ساختید یا دارو؟
محصولات لاکچری در این گروه قرار می‌گیرند، مانند تفاوت دارو و ویتامین قطعاً هیچ‌کس ضرورتی به استفاده از ویتامین در خود احساس نمی‌کند اما مردم به دارو برای درمان بیماری‌ها نیازمند هستند.
این مثال ساده به شما نشان می‌دهد که یک محصول موردنیاز کاربران را تولید می‌کنید یا فقط یک محصول جانبی و غیر لازم. بنابراین بجای تمرکز بر ایده‌های جذاب به دنبال ایده‌هایی باشید که یک مشکل را در افراد حل می‌کند.
2. حل شدن مشکلات ضروری مشتریان
اینکه محصول یا خدمات شما فقط یکی از نیازهای کاربران را رفع کند کافی نیست. ممکن است این مشکل، مشکل اصلی کاربران نباشد و هیچ‌وقت به فکر رفع آن نباشند مگر اینکه ایده شما، راه حل یکی از مشکلات اصلی آن‌ها باشد. اگر مشکلی که شما حل می‌کنید یکی از سه مشکل اصلی مشتری شما نباشد، ایده شما مناسب نیست.
3. حل مشکلی که مردم نمی‌دانند اصلاً وجود دارد!
این موضوع ممکن است مانند موضوع قبل به نظر برسد اما با یک سؤال اساسی متوجه تفاوت آن‌ها می‌شویم. این‌که محصول یا خدمات شما مشکلی را حل می‌کند یا نه، تنها یک سمت ماجراست، اینکه اصلاً کاربر می‌داند این مشکل را دارد یا نه مسئله دیگری است که باید به آن توجه گردد. اگر این موضوع مشکل درجه یک باشد، مشتری از قبل از آن مطلع می‌شود، اما اگر این موضوع مشکل درجه یک آن‌ها نباشد، متقاعد کردن آن‌ها برای خرید محصول یا استفاده از خدمات بسیار سخت و دشوار است.
در این شرایط دو مشکل پیش رو داریم:
اول اینکه مردم را متقاعد کنیم این مشکل وجود داشته است و مرحله بعد متقاعد کردن آن‌ها برای خرید محصول یا خدمات ما برای رفع آن مشکل!
4. این یک ایده عالی است، اما مردم از آن استفاده نمی‌کنند
ممکن است مشکل وجود داشته باشد و راه‌حل نیز بسیار عالی باشد اما مردم تمایلی به استفاده از آن را نداشته باشند. بیایید با یک مثال شروع کنیم. ایده تلویزیون‌های سه‌بعدی در تئوری بسیار جذاب و ضروری به نظر می‌رسید، اما کاربران درحال حاضر مشکلی با تلویزیون‌های نسل قبل یعنی دوبعدی‌ها ندارند عواملی مانند عامل ذکر شده در تجاری‌سازی ایده یا محصول شما بازدارنده خواهد بود. ممکن است افرادی به استفاده از آن تمایل نشان دهند ولی همه افراد آن‌را ضروری نخواهند دانست.
شما باید مطمئن باشید ایده شما جایگزین ایده‌های اولیه شود و افراد مشتاق به تغیر باشند، در غیر این صورت ممکن است مدت زمان زیادی طول بکشد تا محصول شما مورد استفاده قرار بگیرد و استارت‌آپ شما تا این زمان ورشکست شود!
5. ایده سودآوری اقتصادی نداشته باشد
همواره برای تجاری‌سازی یک محصول هزینه‌هایی همچون تبلیغات، تولید محصول و ارسال به تمام نقاط وجود دارد، از سوی دیگر ممکن است سود به‌دست‌آمده از ایده شما از هزینه‌های صرف شده بسیار کمتر باشد و استارت‌آپ شما تا این زمان ورشکست شود!
علاوه بر همه موارد ذکر شده گاهی اوقات ممکن است علیرغم خوب بودن ایده، پول در بازار وجود نداشته باشد، یا افراد کافی در بازار وجود نداشته باشد، یا افراد بازار در مقابل خرج کردن پول مقاومت نشان دهند و یا اینکه محصول را رایگان بخواهند و تمایلی به پرداخت هزینه برای دریافت سرویس نداشته باشند.

دسته بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید